تمام امروز هی دلم میخواست مثلا یادم بره که فردا شنبه و شروع هفته کاریه...یعنی راستش تمام سعیم رو هم کردم :دیـــــــــــــی ولی خوب نشد چون هی یادم می افتاد...

امروزمون به نمایش*گاه-مبل رفتن گذشت و یه دور زدن ۱ساعت و نیمه که البته تقریبا ۳ساعت و نیم تو ترافیک کسل کننده ای بودیم و من با تمام انرژی سعی در عوض کردن جو و از بین بردن خستگیه ناشی از ترافیک بودم با هر آهنگ و شعر و داستان و خلاصه حرفی که در توانم بود :دی

البته هیچ چیز قابل توجه ای هم نبود و فقط دو طبقه از یه مجتمع بهش اختصاص داشت !!!!

یعنی تصمیم دارم از فردا عصر عین یه دختر خانــــــــــوممممم روزی یک ساعتمو کامل تمرین کنم...البته استادم اینهفته خیلی راضی بود و بسی سبب ازدیاد انگیزه مان شد....

باشد که شاگرد قوی و متبحری شویم!